رفتن به محتوا

01 — قصه‌های مریضان

حرکت، دوباره برگشت.

پشت هر وسیله، انسانی است که دوباره به مکتب، وظیفه و فامیل خود برمیگردد. اینها کسانی‌اند که در کنارشان قدم زده‌ایم — به زبان خودشان.

۰+

اعضای مصنوعی عیارشده

۰+

مریض بخش ارتز

۰+

اندام از طریق ACAP III ملل متحد (۲۰۱۵)

به زبان خودشان

چهار انسان، چهار راه.

خالده — پروتز زیر زانو · در طفلی عیار شد
پیشتر سیل میکردم که اطفال دیگر میدوند. حالا خودم با آنها میدوم — گاهی یادم میرود که پایم نو است.
خالده
پروتز زیر زانو · در طفلی عیار شد
دوباره در صحن مکتب
سلطان علی — پروتز زیر زانو · حالا تخنیکر TOS
پایم را عیار کردند و توازنم را پس دادند. باز این کسب را برایم یاد دادند — حالا خودم برای کسانی اندام میسازم که روزی جای من بودند.
سلطان علی
پروتز زیر زانو · حالا تخنیکر TOS
اول مریض، باز تخنیکر
حبیب‌الله — پروتز زیر زانو
پول کم داشتم و امید کمتر. باز هم برایم ساختند. با دو پای خود از اینجا برآمدم — که یکی‌اش ساخته دست آنها بود.
حبیب‌الله
پروتز زیر زانو
باز هم با پای خود میرود
سیف‌الدین — پروتز بالای زانو
پیش از این هم پای مصنوعی پوشیده بودم؛ هیچ‌کدام مثل این نبود. جور آمدن و کارش — راست ایستاد میشوم و هیچ‌کس نمیفهمد.
سیف‌الدین
پروتز بالای زانو
با قامت راست

صداهای بیشتر

و بسیاری دیگر که در کنارشان ایستادیم.

حالا خودم به مکتب میروم. دیگر احساس نمیکنم که از دیگران پس مانده‌ام.
بلال، ۱۱ ساله
بالای زانو، هر دو پا · کندز
پای نو زندگی‌ام را تغییر داد — خودم پیاده تا پوهنتون میروم و با عزت زندگی میکنم.
محمد رفیع، ۲۳ ساله
بالای زانو · فاریاب
بعد از جراحت فکر میکردم دیگر هیچ‌وقت در آشپزخانه خود ایستاد نمیشوم. حالا هر روز ایستاد میشوم.
نجمه
ارتز KAFO · کابل
وقتی حوصله‌ام تمام شده بود، آنها حوصله کردند. با این بریس حالا تنها تا بازار میروم.
فاطمه
ارتز AFO
با عصاچوب آمدم و با پای خود رفتم. تا حالا هم باورم نمیشود.
زاهد
پروتز زیر زانو
دوازده سال انتظار کشیدم. عیار کردنش یک بعدازظهر را گرفت و باقی زندگی‌ام را تغییر داد.
نجیب‌الله
پروتز بالای زانو
بریس دخترم خاص برای خودش ساخته شده و هر قدر کلان میشود، برایش عیارش میکنند.
فرزانه
بریس ستون فقرات اطفال
باز میتوانم دست بچه‌ام را بگیرم و سر وظیفه ابزار خود را محکم کنم. دست، تنها یک دست نیست.
فرید
دست مصنوعی
مینویسم، نان میخورم، کار میکنم — با دستی که برایم ساختند. دیگر خود را بار دوش کسی حس نمیکنم.
محمد آصف
دست مصنوعی
با من مثل یک انسان رفتار کردند، نه مثل یک دوسیه. ساپورت کاملاً جور است و درد رفته.
معصومه
ساپورت کمر
از اولین اندازه تا آخرین تنظیم، هیچ‌وقت عجله نکردند. باز به نماز جماعت میروم.
صفی‌الله
پروتز زیر زانو
این ساپورت استقلالم را پس داد. زینه‌های خانه را بی‌کمک بالا میشوم.
فرحت
ساپورت زانو
راه دوری آمدم؛ ارزش هر ساعتش را داشت. حالا تمام روز پشت دخل دکان خود ایستاد میشوم.
محمد منصور
بالای زانو · مزار
پایم را عیار کردند و هیچ‌وقت بیشتر از توانم از من چیزی نخواستند. باز در بین فامیل خود هستم.
شکیلا
پروتز زیر زانو
پایم را از دست دادم، اراده‌ام را نه. آنها برای اراده‌ام جای ایستادن ساختند.
سید احمد
پروتز زیر زانو

قصه بعدی میتواند از شما باشد.

مریض باشید، عضو فامیل یا داکتر معالج — ما در خدمت هستیم. تماس بگیرید؛ باقی کار با ما.